داستان کوتاه

گربه چاق ....

بعد از چند سال گربه ای لاغر برادرش را ملاقات کرد . او با دیدن برادرش تعجب نمود چون او چاق و سرزنده بود در مقابل او لاغر و گشنه و پژمرده بود ...
ا


ادامه مطلب

.................................................................................................

چاه عشق ...

روزی تاجری به شهر کوچکی رسید در ان شهر همگی با ارامش زندگی می کردند .. او تعجب نمود مردمان آن شهر چگونه نگرانیهای روزمره ای چون معیشت



ادامه مطلب

...............................................................................................

قورباغه چهار سانتی ....

شاید کمتر کسی باور کند یک قورباغه می تواند پیام اور روح مقدس باشد .. اما ما در تعالیم اک انرا درک می کنیم که روح مقدس اک همیشه از راههای متفاوتی با ما ارتباط می گیرد

ادامه مطلب

.............................................................................................

پیامبر میمونها ...‌
در جنگلهای دور ... شیرها در مورد انتخاب رهبر جدید جنگل مشغول گفتگو شدند ... شیر سفید که رهبر قبلی بود ...


ادامه مطلب


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پیامبر میمونها ...‌ در جنگلهای دور ... شیرها در مورد انتخاب رهبر جدید جنگل مشغول گفتگو شدند ... شیر سفید که رهبر قب...